السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

746

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

شهادت آن حضرت : ديدگاه عميق و روشنگرانه و سياست خردمندانهء امام و جايگاه والاى او در ميان امّت ، باعث شد كه معاويه وجود مبارك آن امام را تاب نياورد و كمر به قتل آن حضرت ببندد . معاويه براى محكم كردن حكومت خود و دست‌يازى بر گردهء امّت ، از ارتكاب هيچ جنايتى كوتاهى نمىكرد و استفاده از عسل زهر آگين را روشى بسيار درست و موجّه ! براى مقابله با مخالفان خود مىدانست او اين حيله را چند بار در مورد امام مجتبى ( ع ) به كار برد ، ولى اين زهر در بدن آن حضرت كارگر نشد و كوشش معاويه به جايى نرسيد . از اين رو معاويه نامه‌اى به روم نوشت و از پادشاه روم خواست زهرى كشنده برايش بفرستد ، پادشاه روم در پاسخ نامه‌اى نوشت و به معاويه گفت : در آيين ما كشتن كسى كه با ما سر ستيز ندارد ، روا نيست ، معاويه در پاسخ او نوشت : اين شخص فرزند كسى است كه در ديار تهامه بر شما خروج كرد و خواستار سرزمين شما شد ، من مىخواهم با كشتن او خود و شما را از شرّ او ايمن سازم ، با رسيدن اين نامه پادشاه روم آن زهر كشنده را براى معاويه فرستاد و معاويه نيز آن زهر را به وسيله جعده همسر خائن امام حسن كه از خاندانى بد نام بود [ 1 ] ، به آن حضرت نوشانيد ، با نوشيدن آن زهر امام ( ع ) از پا افتاد و مرگ خويش را نزديك ديد ، لذا وصاياى خويش را با برادر بزرگوار خود امام حسين ( ع ) در ميان نهاد و با راز و نياز و تلاوت آيات قرآن روح پاكش به ملكوت اعلى پيوست و شيعيان را در ماتم و سوگ نشانيد . مدينه براى تشييع پيكر پاك امام مجتبى قيام كرد و مردم جنازهء مطهّر آن حضرت را بر دوش گرفتند تا او در حرم نبوى در كنار جدّ بزرگوارش به خاك سپارند ، ليكن اين بار دست كينه و انتقام از آستين عايشه بر آمد و در حالى كه بر استرى سياه و سفيد سوار بود ، بنى اميّه را به خروج دعوت كرد و در برابر مردم موضع گرفت و فرياد زد : آيا عثمان بايد دور از مدينه دفن شود و حسن در كنار جدّش ؟ ! و به اين ترتيب بنى اميّه با

--> [ 1 ] پدر جعده در قتل امام على ( ع ) و برادرش در قتل امام حسين ( ع ) مشاركت داشت .